جلال جلالى زاده
94
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
احتلام يكى از علائم بلوغ شرعى است . نور / 59 إحتياط : نهايت دقت در عدم ارتكاب گناه ، كه يا واجب است يا مستحب يا مكروه ، عملكردن به گونهاى كه حدالمقدور ، مقصود شارع متحقق شود و مكلف يقين پيدا كند كه وظيفهاش را انجام داده است . إحتيال : به كار گرفتن حيله و روش پوشيده و نهان براى رسيدن به هدف ، فقها گفتهاند : احتيال برحسب نيت يا هدف فرق مىكند اگر هدف ترك واجب يا انجام حرام باشد حرام است و اگر هدف گرفتن حقى باشد جائز است . ( ص / 44 ) إحداد : دور بودن از آرايش و زينت و استفاده از معطرات است ، زن در طول مدتى كه در عده وفات است بايد از موارد فوق بپرهيزد و حرمت شوهر قبلىاش را نگاه دارد . نشستن در سوگ شوهر براى زنى كه در عدهء وفات است . إحراز : حفظ و نگهدارى ، در ميان حرز قرار دادن ، إحراز يا با مناسب بودن محل آن است مانند خانه و دكان و مرجع آن عرف است يا موجب تملك شرعى است كه يا حقيقى است يا حكمى . دارا شدن و برخوردارى از شرط ، وصف و يا امرى را إحراز گويند . إحراق : سوزاندن كه داراى احكامى است . بروج / 10 إحرام : وارد شدن در تحريم ، يعنى خوددارى از انجام كارهايى كه پيش از حج يا عمره حلال بودهاند كه بايد همراه با نيت باشد و آن آثار و احكام خاصى دارد ، و يكى از مناسك حج است كه از ميقات ، لباس دوخته را از تن بيرون مىآورند و جامهء احرام را كه پارچه ندوخته شبيه لنگ است بر تن مىكنند . مائده / 96 إحصار : آنچه كه محرم را از انجام أعمال حج يا عمره بازدارد مثل دشمن ، راهزن ، حكومت و بيمارى . به كسى كه در احصار قرار مىگيرد